کانال ایتا داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل

داستان های آموزنده مدیریت ؛ https://eitaa.com/joinchat/1541734514C7ce64f264e تعرفه تبلیغات☝

ورود به کانال

ورود به نسخه وب

مطالب کانال ایتا داستان های آموزنده ،بهلول عاقل ضرب المثل

فيليپ خوش‌تيپ يکي از اساتيد دانشگاه خاطره‌ي جالبي را که مربوط به سال‌ها پيش بود نقل مي‌کرد: چندين سال قبل براي تحصيل در دانشگاه سانتا کلارا کاليفرنيا، وارد ايالات‌متحده شده بودم، سه چهار ماه از شروع سال تحصيلي گذشته بود که يک کار گروهي براي دانشجويان تعيين شد که در گروه‌هاي پنج شش‌نفري با برنامه‌ي زماني مشخصي بايد انجام مي‌شد. دقيقاً يادم هست از دختر آمريکايي که درست توي نيمکت بغليم مي‌نشست و اسمش کاترينا بود پرسيدم که براي اين کار گروهي تصميمش چيه؟ گفت: اول بايد برنامه‌ي زماني رو ببينه، ظاهراً برنامه دست يکي از دانشجوها به اسم فيليپ بود. پرسيدم: فيليپ رو مي‌شناسي؟‌ کاترينا گفت: آره، همون پسري که موهاي بلوند قشنگي داره و رديف جلو مي شينه. گفتم: نمي دونم کيو ميگي. گفت: همون پسر خوش‌تيپ که معمولاً پيراهن و شلوار روشن شيکي تنش مي کنه. گفتم: نمي دونم منظورت کيه؟‌ گفت: همون پسري که کيف و کفشش هميشه ست هست باهم. بازم نفهميدم منظورش کي بود. اينجا بود که کاترينا تُن صدا شو يکم پايين آورد و گفت: فيليپ ديگه، همون پسر مهربوني که روي ويلچر مي شينه. اين بار دقيقاً فهميدم کيو مي گه ولي به طرز غيرقابل‌باوري رفتم تو فکر، آدم چقدر بايد نگاهش به اطراف مثبت باشه که بتونه از ويژگي‌هاي منفي و نقص‌ها چشم‌پوشي کنه. چقدر خوبه مثبت ديدن... يک‌لحظه خودمو جاي کاترينا گذاشتم، اگر از من در مورد فيليپ مي‌پرسيدن و فيليپ رو مي‌شناختم، چي مي‌گفتم؟ حتماً سريع مي‌گفتم همون معلوله ديگه! وقتي نگاه کاترينا رو با ديد خودم مقايسه کردم خيلي خجالت کشيدم. شما چي فکر مي‌کنيد؟ نتيجه‌ي اخلاقي: چقدر عالي مي شه اگه ويژگي‌هاي مثبت افراد رو بيشتر ببينيم و بتونيم از نقص هاشون چشم‌پوشي کنيم. 🔰 #داستان_وضرب_المثل 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
بازاريابي دو گدا دريکي از خيابان‌هاي شهر رم کنار هم نشسته بودند. يکي از آن‌ها صليبي در جلو خود گذاشته بود و ديگري ستاره داوود. مردم زيادي که ازآنجا رد مي‌شدند به هر دو نگاه مي‌کردند، ولي فقط تو کلاه کسي که پشت صليب نشسته بود پول مي انداختند. کشيشي که ازآنجا رد مي‌شد مدتي ايستاد و ديد که مردم فقط به گدايي که پشت صليب نشسته پول مي‌دهند و هيچ‌کس به گداي پشت ستاره داوود چيزي نمي‌دهد. رفت جلو و گفت: رفيق بيچاره من، متوجه نيستي؟ اينجا يک کشور کاتوليک هست، تازه مرکز مذهب کاتوليک هم هست. پس مردم به تو که ستاره داوود جلوي خود گذاشته‌اي پولي نمي‌دهند، به‌خصوص که درست نشستي کنار دست گدايي که در جلو خود صليب گذاشته است. درواقع از روي لجبازي هم که باشد مردم به او پول مي‌دهند نه به تو. گداي پشت ستاره داوود بعد از شنيدن حرف‌هاي کشيش رو به گداي پشت صليب کرد و گفت: هي موشه نگاه کن کي اومده به برادران گلدشتين بازاريابي ياد بده؟‌ ‌* گلدشتين يک اسم‌فاميل معروف يهودي است. 🔰 #داستان_وضرب_المثل 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
حمایت محمود کریمی، محمد طاهری، حسین طاهری و محمدحسین پویانفر از محمدباقر قالیباف
مرد نجار و خواب شبانه پادشاهي نجاري را محکوم‌به مرگ کرد. وقتي او باخبر شد آن شب نتوانست بخوابد. همسرش گفت: اي نجار مانند هر شب بخواب، پروردگارت يگانه است و درهاي گشايش بسيار. کلام همسرش آرامشي بر دلش ايجاد کرد و چشمانش سنگين شد و خوابيد. بيدار نشد تا وقتي‌که صداي در توسط سربازان را شنيد. چهره‌اش دگرگون شد و با نااميدي، پشيماني و افسوس به همسرش نگاه کرد که دريغا باورت کردم. با دست لرزان در را باز کرد و دستانش را جلو برد تا سربازان زنجير کنند. دو سرباز با تعجب گفتند: پادشاه مرده و از تو مي‌خواهيم تابوتي برايش بسازي. چهره‌ي نجار برقي زد و نگاهي از روي عذرخواهي به همسرش انداخت. همسرش لبخندي زد و گفت: اي نجار مانند هر شب آرام بخواب زيرا پروردگار يکتا هست و درهاي (گشايش) بسيارند. نتيجه‌ي اخلاقي: فکر زيادي بنده را خسته مي‌کند، درحالي‌که خداوند تبارک‌وتعالي مالک و تدبير کننده‌ي کارهاست.‌ 🔰 #داستان_وضرب_المثل 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
روستایی بود دور افتاده که مردم ساده دل و بی سوادی در آن سکونت داشتند. مردی شیاد از ساده لوحی آنان استفاده کرده و بر آنان به نوعی حکومت می کرد. برحسب اتفاق گذر یک معلم به آن روستا افتاد و متوجه دغلکاری های شیاد شد و او را نصیحت کرد که از اغفال مردم دست بردارد و گرنه او را رسوا می کند. اما مرد شیاد نپذیرفت. بعد از اتمام حجت معلم با مردم روستا از فریبکاری های شیاد سخن گفت و نسبت به حقه های او هشدار داد. بعد از کلی مشاجره بین معلم و شیاد قرار بر این شد که فردا در میدان روستا معلم و مرد شیاد مسابقه بدهند تا معلوم شود کدامیک باسواد و کدامیک بی سواد هستند. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گرد آمده بودند تا ببینند آخر کار، چه می شود. شیاد به معلم گفت: بنویس مار معلم نوشت: مار نوبت شیاد که رسید شکل مار را روی خاک کشید و به مردم گفت: شما خود قضاوت کنید کدامیک از این ها مار است؟ مردم که سواد نداشتند متوجه نوشته مار نشدند اما همه شکل مار را شناختند و به جان معلم افتادند تا می توانستند او را کتک زدند و از روستا بیرون راندند. شرح حکایت: اگر می خواهیم بر دیگران تأثیر بگذاریم یا آنها را با خود همراه کنیم بهتر است با زبان، رویکرد و نگرش خود آنها، با آنها سخن گفته و رفتار کنیم. همیشه نمی توانیم با اصول و چارچوب فکری خود دیگران را مدیریت کنیم. باید افکار و مقاصد خود را به زبان، فرهنگ، نگرش، اعتقادات، آداب و رسوم و پیشینه آنان ترجمه کرد و به آنها داد. 🔰 #داستان_وضرب_المثل 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
📍 قالیباف: ستاد آقای پزشکیان ستاد آقای روحانی است؛ ما نباید برگردیم به یک دهۀ قبل و به رشد زیر یک درصد 🔖 محمدباقر قالیباف، در مناظرۀ چهارم انتخابات 📮 کانال رسمی اطلاع‌رسانی محمدباقر قالیباف ▫️ @Ghalibaf 🔗 Ghalibaf.ir
شاهین و شاخه بریده پادشاهی دو شاهین کوچک به‌عنوان هدیه دریافت کرد. آن‌ها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند. یک ماه بعد، مربی نزد پادشاه آمد و گفت: یکی از شاهین‌ها تربیت‌شده و آماده‌ی شکار است اما نمی‌داند چه اتفاقی برای آن‌یکی افتاده و از همان روز اول که آن را روی شاخه‌ای قرار داده تکان نخورده است. این موضوع کنجکاوی پادشاه را برانگیخت و دستور داد تا پزشکان و مشاوران دربار، کاری کنند که شاهین پرواز کند؛ اما هیچ‌کدام نتوانستند. روز بعد پادشاه دستور داد تا به همه‌ی مردم اعلام کنند که هر کس بتواند شاهین را به پرواز درآورد پاداش خوبی از پادشاه دریافت خواهد کرد. صبح روز بعد پادشاه دید که شاهین دوم نیز با چالاکی تمام در باغ در حال پرواز است. پادشاه دستور داد تا معجزه‌گر شاهین را نزد او بیاورند. درباریان کشاورزی متواضع را نزد شاه آوردند و گفتند: اوست که شاهین را به پرواز درآورد. پادشاه پرسید: تو شاهین را به پرواز درآوردی؟ چگونه این کار را کردی؟ شاید جادوگر هستی؟‌ کشاورز گفت: سرورم، کار ساده‌ای بود، من فقط شاخه‌ای را که شاهین روی آن نشسته بود بریدم و شاهین فهمید که بال دارد و شروع به پرواز کرد. ‌ نتیجه‌ی اخلاقی: در زندگی هر یک از ما نیز باید کشاورزی بیاید و شاخه‌ی زیر پایمان را قطع کند تا بفهمیم که بالی برای پرواز و ترقی و پیشرفت داریم. ──── · ⋆ 𖦹 ⋆ · ──── 🔰 #داستان_وضرب_المثل 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
سليمان و مورچه روزي حضرت سليمان مورچه‌اي را در پاي کوهي ديد که مشغول جابجا کردن خاک‌هاي پايين کوه بود. از او پرسيد: چرا اين‌همه سختي را متحمل مي‌شوي؟‌ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر اين کوه را جابجا کني به وصال من خواهي رسيد و من به عشق وصال او مي‌خواهم اين کوه را جابجا کنم. حضرت سليمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشي نمي‌تواني اين کار را انجام بدهي. مورچه گفت: تمام سعي‌ام را مي‌کنم. حضرت سليمان که بسيار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود براي او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدايي را شکر مي‌گويم که درراه عشق، پيامبري را به خدمت موري درمي‌آورد. ──── · ⋆ 𖦹 ⋆ · ──── 🔰 #داستان_وضرب_المثل 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
مرد نجار و خواب شبانه پادشاهي نجاري را محکوم‌به مرگ کرد. وقتي او باخبر شد آن شب نتوانست بخوابد. همسرش گفت: اي نجار مانند هر شب بخواب، پروردگارت يگانه است و درهاي گشايش بسيار. کلام همسرش آرامشي بر دلش ايجاد کرد و چشمانش سنگين شد و خوابيد. بيدار نشد تا وقتي‌که صداي در توسط سربازان را شنيد. چهره‌اش دگرگون شد و با نااميدي، پشيماني و افسوس به همسرش نگاه کرد که دريغا باورت کردم. با دست لرزان در را باز کرد و دستانش را جلو برد تا سربازان زنجير کنند. دو سرباز با تعجب گفتند: پادشاه مرده و از تو مي‌خواهيم تابوتي برايش بسازي. چهره‌ي نجار برقي زد و نگاهي از روي عذرخواهي به همسرش انداخت. همسرش لبخندي زد و گفت: اي نجار مانند هر شب آرام بخواب زيرا پروردگار يکتا هست و درهاي (گشايش) بسيارند. نتيجه‌ي اخلاقي: فکر زيادي بنده را خسته مي‌کند، درحالي‌که خداوند تبارک‌وتعالي مالک و تدبير کننده‌ي کارهاست.‌ 🔰 #داستان_وضرب_المثل 🔰 ‌‌╔═. ♡♡♡.══════╗ ❣ @tafakornab ❣ ╚══════. ♡♡♡.═╝
🔻 درخواست فوری مداح اهل بیت مهدی رسولی برای کمک به اطعام غدیر رفقا برای اطعام غدیر بدهی داریم و فقط تا آخر وقت امشب مهلت مشارکت است پس هر کی از قافله غدیر عقب مونده خودش رو سریع سهیم کنه و رسید شو برامون بفرسته 👇 @Mehdi_Sadeghi_ir

مشاهده در ایتا

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورود به کانال ایتا
تبلیغ کانال ایتا