کانال ایتا حکایات دور ونزدیک

اینجا یک دورهمی دوستانه است جایی برای مرور خاطرات و خواندن حکایات و اشعار پند آموز ارتباط با ادمین @khaterat60

ورود به کانال

ورود به نسخه وب

مطالب کانال ایتا حکایات دور ونزدیک

🌱🌱🌱🌱 🌱🌸🌸 🌱🌸 🌱 🛑 شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن... حاجب بروجردی قصیده ای زیبا در مدح امیر المومنین ، علی (ع) سرودند که شاه بیت آن این بود : حاجب اگر محاسبه حشر با علیست من ضامنم که هر چه بخواهی گناه کن! همان شب در عالم رویا مولا علی بن ابیطالب (ع) به خواب ایشان آمده و فرمودند : اگر چه محاسبه در دست ماست اما اگر اجازه بدهی من بیت آخر شعرت را اصلاح کنم! حاجب عرض میکند : یا مولا شعر برای شما و در مدح شماست! حضرت علی(ع) می فرماید پس بیت آخرت را این گونه بنویس: حاجب یقین محاسبه حشر با علیست شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن. ... #عید_غدیر #حکایت 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2434269520C4baf9fc48f
🍃🌺🍃 کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم پشت دانایی اردو بزنیم دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم صبح ها وقتی خورشید در میاید متولد بشویم هیجان ها را پرواز دهیم روی ادرک؛ فضا؛ رنگ؛ صدا؛ پنجره؛ گل؛ نم بزنیم صبح زیباتون بخیر و پر برکت🍃🌺🍃 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2434269520C4baf9fc48f
🌱🌱🌱🌱 🌱🌸🌸 🌱🌸 🌱 #حکایت 🔴 ماجرای طلسم شیخ بهایی در ساخت حرم امام رضا(ع) مرحوم شیخ بهایی در زمان شاه عباس طراحی حرم امام رضا علیه‌السلام را به عهده داشت، حرم امام رضا چند بار بازسازی شد؛ متعدد که یک دوره آن مربوط به زمان شیخ بهایی (زمان صفویه) بود. مرحوم شیخ بهایی به معماران و بناها گفته بود شما طبق این نقشه بسازید و به سردرهای ورودی و خروجی را دست نزنید تا من بعداً طرح‌ آنها را به شما بدهم، شما فعلاً بقیه جاها را بسازید، آنها هم شروع به ساختن کردند. روزی شاه‌عباس برای بازدید آمد، دید بناها همه‌جا را ساختند اما سردرهای ورودی و خروجی را نساختند، گفت برای چه اینجاها را نساختید؟ گفتند شیخ بهایی اینطور گفته است. شاه‌عباس گفت شما بسیازید، این دستور شاه بود و آنها هم شروع به ساختن کردند. «بعد از مدتی شیخ بهایی برای بازدید آمد، وقتی دید آنها سردرهای ورودی و خروجی را هم ساختند، گفت مگر من به شما نگفته بودم که سردرهای حرم را نسازید؟ گفتند شاه گفته است، شیخ بهایی رفت نزد شاه‌عباس و گفت: شما برای چه دستور دادی این سردرها را بسازند؟ من قصد و طرحی برای آنها داشتم. شاه‌عباس گفت من امام رضا علیه‌السلام را در خواب دیدم و فرمود: بگویید بسازند، منتظر طرح شیخ نباشند، شیخ بهایی گفت معلوم است که امام رضا علیه‌السلام خواسته همه به زیارت او بیایند؛ چه خوب‌ها و چه بدها.» شاه‌عباس متوجه سخن او نشد، گفت یعنی چه؟ شیخ بهایی گفت می‌خواستم طرحی را برای سردرهای ورودی و خروجی ارائه کنم تا کسانی که آلودگی روحی دارند وقتی به اینجا می‌آیند اثری روی آنان بگذارد و برگردند و برای زیارت داخل حرم نشوند. حالا معلوم شد که امام رضا علیه‌السلام این را نمی‌خواهد بلکه می‌خواهد همه بیابند 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2434269520C4baf9fc48f
#معما آن چیست که وقتی آن را می‌خرید مشکی، وقتی از آن استفاده می‌کنید قرمز و وقتی آن را دور می‌اندازید خاکستری است؟ #تست_هوش 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2434269520C4baf9fc48f
پاسخ معما : 👆👆👆👆
🌱🌱🌱🌱 🌱🌸🌸 🌱🌸 🌱 #حکایت 🔥قضاوت حیرت‌انگیز مولای متّقیان حضرت علی(ع) شریح قاضی در زمان عمر منصوب به قضاوت بود. از خودش نقل شده كه گفته است: مردی نزد من آمد و گفت: دیشب در خانه‌ی ما دو زن، وضع حمل كرده‌اند؛ یكی پسر آورده و دیگری دختر؛ ولی نوزادها مشتبه شده‌اند و هر یك از آن دو زن، مدّعی است كه پسر از آن من است! حال تكلیف ما چیست؟ من وقتی این ماجرا را شنیدم، متحیّر شدم كه چه بگویم. با هم پیش عمر رفتیم. او هم فكری كرد و دید نمی‌داند. به من گفت: تو كه قاضی هستی بگو چه باید كرد؟ گفتم: من اگر بلد بودم پیش شما نمی‌آمدم. گفت: اصحاب را جمع كنید تا از آنها نظرخواهی كنیم. آنها هم جوابی نداشتند. آخرالامر خودش گفت: من مردی را می‌شناسم كه حلاّل مشكلات است. «اَیْنَ اَبُوالْحَسَن مُفَرِّجُ الْکُرَبِ»؛ «کجاست ابوالحسن [علی(ع)] برطرف سازنده‌ی غصّه‌ها». اطرافیانش گفتند: احضارش كنید تا جواب بدهد. گفت: خیر، عالم را نزد جاهل نمی‌آورند بلكه جاهل باید نزد عالم برود. ما كه نمی‌دانیم باید نزد او برویم. با هم حركت كردند. امّا علی كجاست؟ در نخلستان خارج شهر مشغول بیل زنی و آبیاری درختان است!! آمدند و دیدند علی در میان بیابان بیل می‌زند و قرآن می‌خواند و می‌گوید: «أ یَحْسَبُ الْإنْسانُ أَنْ یُتْرَكَ سُدىً»؛ «آیا انسان می‌پندارد كه به حال خود رها می‌شود [و به حسابش رسیدگی نمی‌گردد]»؟ سلام كردند و جواب شنیدند. فرمود: چرا اینجا آمده‌اید؟ عمر جریان را گزارش داد. فرمود آن دو زن را حاضر كنند. دستور داد قدحی آوردند و آن را وزن كردند و سپس آن را به یكی از آن زن‌ها داد و فرمود: شیر خود را در میان آن قدح بدوش. آنگاه آن را با شیر وزن كرد و به دوّمی داد و فرمود: تو هم شیر خود را در میان آن بدوش و بار دیگر آن را وزن كرد؛ شیر یكی از آن دو سنگین و دیگری سبكتر آمد. فرمود: فرزند پسر از آنِ زنی است كه وزن شیرش سنگین‌تر است. در جواب عمر كه از سرّ مطلب پرسید فرمود: خدا سهم پسر را در ارث، دو برابر سهم دختر قرار داده است، در شیر هم، وزن شیر دختر سبكتر از وزن شیر پسر است. مرحوم علاّمه‌ی مجلسی(ره) پس از نقل این قصّه می‌فرماید: «وَ قَدْ جَعَلَتِ الْاَطِبّاءُ ذلِكَ اَساساً فِی الْاِسْتِدْلالِ عَلَى الذَّكَرِ وَ الْاُنْثى» «طبیبان این عمل را پایه و اساسی قرار داده‌اند برای اثبات پسر یا دختر بودن نوزاد». عمر، پس از مشاهده‌ی این فضیلت از امام، چون احساس شرمندگی می‌كرد گفت: «لَقَدْ اَرادَکَ الْحَقُّ یا اَبَالْحَسَن وَلکِن قَوْمُکَ اَبَوا»؛ خدا تو را خواسته بود ای ابوالحسن! ولی مردم نخواستند. امام فرمود: «خَفِّضْ عَلَیْكَ یا اَبا حَفْصِ «اِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ كانَ میقاتاً» «در مقابل حقّ خضوع كن ای ابا حفص! [كنیه‌ی عمر، ابوحفص است] روز قیامت روز جداشدن حقّ از باطل است [آن روز معلوم می‌شود چه كسی حقّ و چه كسی باطل بوده است]». #عید_غدیر اعتقادات شیعه #غدیر ،غدیر؛ سند ولایت امیرالمؤمنین(ع) 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2434269520C4baf9fc48f
🍃🌸🍃 ‍         ای صبح سعادت بدم از مشرق امید             تا ظلمت غم در همه آفاق نماند صبحتون پر از عشق و آرامش 🍃🌸🍃 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2434269520C4baf9fc48f
🌱🌱🌱🌱 🌱🌸🌸 🌱🌸 🌱 #حکایت 💎 راز مقبره حضرت یوسف(ع) پس از آنکه یوسف، یعقوب نبی و برادرانش را به مصر برد با آنها زندگی کرد تا اینکه یعقوب از دنیا رفت. یوسف بنا بر وصیت پدرش جسد او را به فلسطین برده و در کنار قبر ابراهیم(ع) و اسحاق(ع) دفن نمود و به مصر بازگشت .  طول عمر حضرت یوسف علیه السلام را بین ۱۱۰ تا ۱۲۰ سال ذکر کرده اند یوسف خود نیز وصیت کرد که پس از مرگش در کنار پدرانش در فلسطین دفن شود. لیکن او به قدری محبوبیت اجتماعی پیدا کرده و عزت فوق العاده‎ای نزد مردم مصر داشت که پس از فوتش بر سر محل به خاک سپاریش نزاع شد. هر طایفه‎ای می‎خواست جنازه یوسف در محل آنها دفن شود، تا قبر او مایه برکت در زندگی‎شان باشد. بالاخره رأی بر این شد که جنازه یوسف را درتابوتی مرمرین گذاشته و درکف رودنیل دفن کنند، زیرا آب رود که از روی قبر رد می‎شد مورد استفاده همه قرار می‎گرفت و با این ترتیب همه مردم به فیض و برکت وجود پاک حضرت یوسف (ع)می‎رسیدند. این قبرتا زمان حضرت موسى (ع ) هم چنان در رود نیل بود تا اینکه ۳۰۰ سال بعد حضرت موسی به فرمان خداوند مقبره او را درآورد و با خود به فلسطین برد. مسعودى مى گوید: سبب این که موسى جنازه یوسف را از مصر حمل کرد، آن بود که باران بر بنى اسرائیل نیامد. پس خداى عزوجل به موسى وحى فرمود جنازه یوسف را بیرون آورد. موسى از محل دفن یوسف پرسید و پیرزنى نابینا و زمین گیر از بنى اسرائیل گفت : من جاى یوسف را مى دانم ولى سه حاجت دارم که باید از خدا بخواهى آنها را برآورد تا آن جا را به تو نشان دهم! خداوند به موسى وحى فرمود سخنش را بپذیر که این امتحانی برای اوبود وما حاجت هایش را بر آوردیم. پیرزن محل دفن یوسف را نشان داد و موسى جنازه را بیرون آورد و به فلسطین منتقل ساخت... آرامگاه حضرت یوسف نبی(ع) اکنون در شرق نابلس سرزمین‌های اشغالی قراردارد... 📚منابع :قرآن کریم، انجیل عهد عتیق، تورات عهد قدیم ، مجمع البیان طبرسی 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2434269520C4baf9fc48f
#معما پاندا را پیدا کنید #معمای_تصویری 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2434269520C4baf9fc48f
💥پاسخ معما: این معما یک معمای قدیمی است که پاسخ آن مدرسه می شود در اینجا انسان بی سواد به نابینا تشبیه شده و انسان باسواد به بینا #پاسخ_تست_هوش
🌱🌱🌱🌱 🌱🌸🌸 🌱🌸 🌱 #داستان_کوتاه ✴️ خدا رو چه دیدی شاید شد!! دوم راهنمایی یه معلم ریاضی داشتیم تیکه کلامش این بود « خدا رو چه دیدی شاید شد ». یادم میاد همون سال یکی از بچه ها تصادف کرد و دیگه نتونست راه بره... دیگه مدرسه هم نیومد. فقط یه بار اومد واسه خداحافظی که شبیه مراسم عزاداری بود. همه گریه می کردیم و حالمون خر*اب بود. گریه مون وقتی شروع شد که گفت به درک که نمی تونم راه برم، فقط از این ناراحتم که نمی تونم بازیگر بشم. آخه عشق سینما بود. سینما پارادیزو رو صد بار دیده بود. سی دی تایتانیک رو اون برای همه ی ما آورده بود. معلم ریاضی مون وقتی حال ما رو دید اون تیکه کلام معروفش رو به اون رفیقمون گفت ... « خدا رو چه دیدی شاید شد ». وقتی این رو گفت همه ی ما عصبی شدیم چون بیشتر شبیه یه دلداری مزخرف بود برای کسی که هیچ امیدی برای رسیدن به آرزوش نداره. امشب تو پیج رفیقم دیدم که برای نقش اول یه فیلم با موضوع معلولیت انتخاب شده و قرارداد بسته... مثل همون روز تو مدرسه گریه م گرفت. فکر می کنی رسیدن به آرزوت محاله؟! « خدا رو چه دیدی شاید شد » 👇👇 https://eitaa.com/joinchat/2434269520C4baf9fc48f

مشاهده در ایتا

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ورود به کانال ایتا
تبلیغ کانال ایتا